درسهای زندگی : آدم ها آشکار ترین چیزها رو نمیبینن!
27 ژانویه, 2008
درسهای زندگی – زیستن و آموختن:
آدم ها آشکار ترین چیزها رو نمیبینن!
وقتی ده سالم بود, بهترین و با ارزشترین چیز من یک توپ فوتبال بود. هرجا بودم, توپم هم بود, موقع غذا, خواب, تلویزیون و … هر روز میشستمش و کلی مواضبش بودم. در مورد خود فوتبال هم همینطور, اسم لیگها, بازیکن ها, مربی ها و … رو میدونستم. اما تو خیلی چیزهای دیگه بیتجربه بودم و اصلا چیزی نمیدونستم. مثلا نمیدونستم که بچه ها چطوری متولد میشن. یک روز توپم گم شد. همه جا رو گشتم, حیاط و کوچه و … اما نبود, گفتم شاید یکی کش رفته توپه نازنینم رو. خلاصه دیگه از پیدا کردنش پشیمون شدم و داشتم همینطوری تو کوچه ها راه میرفتم. یک دفعه یه زنه رو دیدم, شکمش اومده بوذ جلو, گفتم ای نامرد, توپم رو زیر لباسش قایم کرده!
هیچی دیگه, دویدم طرفش, گفتم: ” آهای خانوم, چرا توپم رو زیر لباست قایم کردی؟!؟؟! “
بعد هم ضایع شدم و تازه فهمیدم که بله! توپ نبوده, و خانومه باردار بوده! البته توپم هم چند دقیقه بعد پیدا شد, اما اون موقع تازه متوجح شدم که خانوم های باردار چه شکلی هستن و بچه ها از کجا میان. موضوع جالب اینه که تا اون روز اصلا به زنهای باردار توجح نکرده بودم, اما از اون روز به بعد, روزی صد تا زن حامله میدیدم.
خلاصهء کلام
اطلاعات جدید وقتی در اختیار ما قرار میگیرند که ما آمادگی لازم برای درک و فهم اونها باشیم. و تا اون زمان, تابلو ترین چیزها هم از چشمامون پنهان میمونه.
مقدمه
27 ژانویه, 2008
به نام خدا
سلام به شما دوستان عزیزمن تو اين چند روز اخير, مطالبي كه مورد نظرم بود رو دسته بندي كردم و اونها رو ده بخش تقصيم كردم. هنوز در حال نوشتن بخش دوم هستم اما موضوع مطالب مشخص شدند و به همين دليل كمم كم اونهارو تايپ ميكنم و روي سايت ميزارم. فقط توجح كنيد كه بعضي وقت ها مطالبي هم مينويسم كه ربطي به حدف اصلي سايت نداره و لطفا به دسته بندي ها توجح كنيد. انشالله به زودي فصل اول رو شروع ميكنم, فعلا در دست تايپ هست.
ممنون
برای اینکه ببینید که تو هر بخش چه خبره, اینجا کلیک کنید. یا اون بالا, درباره سایت.
یا حسین مظلوم
18 ژانویه, 2008
میتونم با جرات بگم که یکی از بزرگترین شخصیت هایی که توی زندگی بشریت تاثیر زیادی داشت, امام حسین بوده و هست. بعضی ها که اعتقادی به دین و مذهب ندارند, مسخره میکنن, اما اگر یکممی فکر میکردن, تحقیق میکردن, میفهمیدن که اگر اون بزرگوار با شهادتش اسلام رو زنده نگه داشت و اسلام باعث پیشرفت بشریت شد و میشه و خواهد شد. خیلی سخت میشه درک کردن عاشورا وقتی آدم بدونه که امام حسین میدونست که چه بلایی سر خودش و خانوادش خواهد آمد ولی باز هم رفت. کدوم یک از ما حاضریم برای دین جونمون رو بدیم؟ خانوادمون رو بدیم؟ زندگیمون؟

به حرف همه میگن بله اما در عمل …
چرا باید عوض بشیم؟
17 ژانویه, 2008
به نام خدا
شاید فکر کنید که چه نیازی به این کار هست؟ شاید خودتون رو از چندین زاویه بررسی کنید و بگید, من از فلانی بهترم, یا بگید, من این کار رو میکنم, اون کار رو میکنم و برای من کافی هست. اما … گل بی عیب خداست, و همه ی ما مشکلاتی داریم, و اشتباهات خاصی در ضمینه های مختلفی, مرتکب میشیم. تنها راه پیشرفت برای انسان ها, در مرتبه اول کاستن از تعداد اشتباهاتمون هست. اشتباه اشکال مختلفی داره. مثلا, دروغ گفتن. یک دروغ کوچیک هم عواقب بدی برای ما داره, اما چون همون لحظه ما رو از انجام کاری یا چیزی نجات میده, اسمش رو مصلحت میزاریم و بهش افتخار میکنیم. اما دروغ مصلحتی هم حکایت همون شتر دزدی هست که اول تخم مرغ دزد بوده و با گذشت زمان دروغ ها بزرگ و بزرگتر میشه و …

حالا این دروغ یکی از هزاران اشتباهاتی هست که ما مرتکب مشیم. خیلی راحته که با کمال بی خیالی از کنارش گزشتن, اما فقط شخصیت های بزرگ هستن که این موضوع رو قبول میکنن و برای بهتر شدن و بهتر زیستن تلاش میکنن. البته به این معنی نیست که باید کاملا خودتون رو عوض کنید. نه, اصلا. فقط یک کم تفکر و البته توجه به مطالبی که در آینده در این سایت پست خواهد شد. منتظر باشید
آغازی دوباره
8 ژانویه, 2008
به نام خدا
من, محمد هستم و تصمیم دارم با این سایت به دوستان فارسی زبانم کمک کنم که زندگیه شاد تری رو داشته باشن. امیدوام بتونم این کار رو به نحو احسنت به انجام برسونم.
